شمس الدين رشديه
29
سوانح عمر ( فارسى )
رشديه در تبريز و تاسيس مدرسه اوقاتى كه رشديه در ايروان مدرسه داشت با دو مسلمان گرانقدر آشنائى پيدا كرد . حاج زين العابدين تقى اف بادكوبهيى مقيم باكو ، و حاج ميرزا عبد الرحيم طالب اف تبريزى مقيم تمرخان شوره قفقاز . تقى اف صاحب چاههاى نفت باكو ، و از مردان نيكانديش و خير قفقاز بود . در قفقاز مدرسهئى نبود كه از اعانههاى او برخوردار نشده باشد . چون رشديه در ايروان مدرسه بازكرده مورد استقبال فراوان مسلمانان قرار گرفت ، و خبر تاسيس يك مدرسه ايرانى به همه نواحى قفقاز رسيد ، اولين كسى كه از مسلمانان دست اعانت و محبت بجانب رشديه دراز كرد همين بزرگوار بود ، كه مخارج تحصيل چند نفر بىبضاعت را قبول كرد . وجه قابلى هم براى كمك بمدرسه تقديم نمود . پس از آنكه بساط مدرسه رشديه از ايروان برچيده شد و به تبريز افتاد ، غير مستقيم مساعدتهاى او باز بمدرسه رشديه ميرسيد . در سفر اول حج ، رشديه در مراجعت به اسلامبول رفت ، و پس از بررسيها در كيفيت مدارس آنجا و خريد مقدارى كتاب و ارسال آنها به تهران ، به قفقاز رفت و با دوست گرانقدر خود ديدارى تازه كرد . چون دانست كه مدرسه رشديه در تهران دائر است ، مقدار زيادى لوازم تحصيلى از كيف و لوازم التحرير براى بىبضاعتان مدرسه اعطا كرد ، و براى افراد خانواده رشديه هم سوقاتهائى عنايت نمود . پس از مراجعت رشديه ، دو هزار تومان به عهده حاج محمد اسمعيل تاجر ميفرستد كه اصلش پيش او بماند ، و نفعش طبق قرارداد او بمدرسه رشديه برسد ؛ و مرتبا ميرسيد تا پس از تحولات عظيم آن هم بضبط وزارت فرهنگ درآمد كه شرح آن ناگفتن اوليتر ! اين مرد بزرگوار نيكوكار فرهنگنواز ، پيش دولت و جامعه مردم ديار خويش باندازهيى محترم بود كه پس از انقلاب اكتبر 1917 روسيه ، كه تمام تجار و بزرگان سرنگون شدند ، اين بزرگوار با تمام حيثيات خود باقى ماند . و عمارت هفت طبقه « اسمعيليه » را كه اولين عمارت باكو بود ، مادام الحيات با همان مبلمان ممتاز كه هر طبقهاش برسم